خدمت
فصل قبل من خدمت داشتم و منشی بودم. راستش برای من کار بسیار سختی بود. در طول هفته اضطراب داشتم و می ترسیدم خواب بمانم. شبهای قبل از روز خدمتم هم نمی توانستم درست بخوابم. با این حال در این سه ماه چنان آرامش و نظم و انضباطی بر زندگی ام حاکم بود که در طول عمرم آنرا تجربه نکرده بودم. واقعا اینکه اعضا می گویند گرفتن خدمتُ خدمت به خود است راست می گویند. با تمام شدن خدمتم گاهی پریشانی و ناامیدی به سراغم می آید و نظم زندگیم کم شده است.
خوشبختانه با یکی از خدمتگزاران عزیز در مجله پیام بهبودی آشنا شده ام و از من خواسته مطالبی برای آنها پیدا کرده و ترجمه کنم. با این حال تنبلی به سراغم آمده و امروز و فردا می کنم و بهانه می آورم که کارهای مهمتری دارم.
از خدا می خواهم این روشن بینی را در من بوجود آورد که بهبودی من از همه کارهای دیگرم مهمتر است و بدون آن دیگر کاری برای انجام دادن ندارم و اینکه بهبودی بدون خدمت کردن مفهوم ندارد. امیدوارم دوباره با مسئولیت خدمت کنم و دوباره بطور مرتب در اینجا مشارکت کنم و بنویسم. فراموش نکنیم معتادان زیادی آن بیرون در حال نابودی هستند و تنها به یک جرقه برای نجات احتیاج دارند.
نویسنده این وبلاگ با کمک انجمن معتادان گمنام ایران پاکی خود را بدست آورده است. نظراتی که در این وبلاگ آورده می شود نظر شخصی نویسنده می باشد و الزاما گویای نظر انجمن معتادان نمی باشد . سایت رسمی انجمن معتادان ایران www.nairan.org و NA جهانی www.na.org می باشند که نظرات رسمی این انجمن در آنها منعکس می شود.