دیروز ۲۰ شهریور تولد دوسالگی ام بود.

هیچکس به من زنگ نزد. هیچکس تبریک نگفت. بر خلاف تولد یک سالگی ام خودم هم هیجان زیادی نداشتم و یک روز جمعه عادی را سپری کردم. فقط در در طول روز شاید صدها بار خدا را بخاطر این آرامشی که در زندگیم دارم شکر کردم.

روزی حتی فکر نمی کردم  که بتوانم بدون مواد مخدر لحظه ای زندگی کنم. اما امروز این اتفاق در زندگی ام افتاده. نمی دانم سرنوشت چه چیز برایم رقم زده اما مطمئنم خداوند همیشه بهترین چیز ها را برایم می خواهد.

آرزوی امروز من اینست که با اراده شخصی ام جلوی آنچه خدا برایم در زندگی می خواهد را نگیرم و خواست او در زندگی ام جاری شود. 

امروز از همه اعضای NA در سراسر جهان و بخصوص ایران سپاسگزارم. اگر شما نبودید نمی دانم زندگی من چه سرانجامی داشت.

 با تمام وجودم حس می کنم تازه در آغاز یک طولانی ام. دستانم را باز میکنم و خودم را به باد می سپارم تا هر جا که می خواهد مرا ببرد. احساس آزادی بیکران دارم. این شاید همان چیزی است که در آغاز راه به من وعده داده شده بود.