داستان دوازده قدم
در آغاز من و راهنمایم و حمیدرضا و علی و فرخ و جمشید و امیر بودیم.
فرخ فقط جلسه اول و دوم را آمد و ول کرد... فکر کنم با یک گروه دیگر شروع کرد.
حمید رضا همان هفته های اول لغزش کرد. هنوز حرفهای قبل از لغزشش در گوشم هست که می گفت من دیگر سه ماه است پاکم و حق دارم دوست دختر داشته باشم... دیگر ندیدمش ولی خبرش را دارم که پاک است....
علی هم همان ماههای اول رفت شهرستان اما خوشبختانه پاک است.. تازگی ها به تهران برگشته....علی همان روزها سیگار را هم ترک کرده بود و انگیزه ای شد تا من هم سیگار را کنار بگذارم.
امیر بعد از دو سه ماه لغزش کرد... اون موقع ۱۸-۱۹ ماه پاک بود.. این اولین باری بود که با پدیده لغزش اینقدر نزدیک درگیر می شدم و خیلی ترسیدم... خوشبختانه دوباره پاک شد اما به گروه قدم ما بر نگشت.... تولد دو سالگی اش را چند ماه پیش جشن گرفت....
جمشید تا قدم ۸ آمد و ول کرد... خیلی دوستش داشتم و دارم... پاکی اش بالا بود و داشت قدمها را دوباره کار میکرد.... شب یلدای امسال تولد ۵ سالگی اش بود که متاسفانه نتوانستم بروم چون جایی مهمان بودم...
چون تنها شده بودم راهنمایم به من پیشنهاد کرد که با یک گروه دیگر که راهنمایم برگزار می کرد و از ما عقب تر بودند ادامه دهم... برگشتم قدم ۴... اینبار من و فرید بودیم و سعید هم کمی بعد به ما پیوست .....
فرید تا قدم یازدهم آمد و بدلیل اختلافی که با راهنمایم پیدا کرد از گروه ما جدا شد...
و سرانجام همین دو هفته پیش سرانجام من و سعید قدم دوازدهم را به اتمام رساندیم....
همه این دوستانی که نام بردم در بهبودی من سهیم بودند و من بهبودی و کارکرد قدمهایم را به آنها مدیونم....
بخصوص راهنمای عزیزم که از کار و خانواده اش می گذشت تا این جلسات را برگزار کند....
با کار کرد این قدمها امروز به آرامش بسیار خوبی در زندگی ام رسیده ام .... اما هرگز فراموش نمی کنم که بهبودی یک مسئله روزانه است و هر روز باید به آن بپردازم...
نویسنده این وبلاگ با کمک انجمن معتادان گمنام ایران پاکی خود را بدست آورده است. نظراتی که در این وبلاگ آورده می شود نظر شخصی نویسنده می باشد و الزاما گویای نظر انجمن معتادان نمی باشد . سایت رسمی انجمن معتادان ایران www.nairan.org و NA جهانی www.na.org می باشند که نظرات رسمی این انجمن در آنها منعکس می شود.