چند روز پیش یکی از اعضای انجمن تماس گرفت و گفت بخاطر همه زحماتی که برایش کشیده ام می خواهد از من تشکر کند. حدود یک سال پیش که به جلسه دیگری می رفتم با او آشنا شده بودم. آن موقع هنوز مواد مصرف می کرد اما در جلسات شرکت می کرد. خیلی سعی می کرد پاک شود اما نمی توانست. من هم خیلی خواستم به او کمک کنم اما  نتوانستم. تا اینکه محل زندگیم عوض شد و از آن جلسه دور شدم. او دیگر با من تماس نگرفت  و من هم به توصیه راهنمایم دیگر با او تماس نگرفتم.

یادم  آید در  یکی از آخرین صحبتهایی که با او داشتم به او گفتم هیچ معتادی نمی تواند مصرف مواد مخدر را متوقف کند و تو هم مطمئنا نمی توانی. همینطور که در این همه سال نتوانستی. اینکه یک معتاد از ماده مخدر پاک می شود و وسوسه ماده مخدر در او از بین می رود بی شک به نیروی فراتر  و خارج از او مربوط است. بنابراین خودت زیاد برای پاک شدن خسته نکن بلکه خود را مانند برگی در باد در مسیر بهبودی رها کن تا خودش تو را آنجا که می خواهد ببرد.

این دوست عزیزم می گفت این حرف تاثیر زیادی روی او داشته و الان چند ماه است پاک زندگی می کند. برای او دعا کنیم و از خدا بخواهیم  آزادیی که در تسلیم است را به او هم هدیه کند.

با شنیدن پاکی این دوستم احساس می کردم در آسمان پرواز می کنم. بالاخره وجود من هم در دنیا منشا نیکی و خوبی شده... چه احساسی... نمی توام آنرا بیان کنم....

در پاسخ به این دوستم که گفت نمی دانم زحمات تو را چگونه جبران کنم گفتم تو هم هدیه پاکی و آزادی را  به  دست کس دیگری برسان.