یکی از آفتهای بزرگ بهبودی احساس تفاوت با دیگران است. بخصوص با دیگر معتادان در حال بهبود.

من معتادانی را دیده ام که خود را جدا از دیگران و برتر از آنها دانسته اند و به هیچ عنوان شان و جایگاه خود را با دیگران قابل مقایسه نمی دانند. این در حالی است که در همان زمان از نظر یک ناظر بی طرف وضعیت آنها از دیگران خیلی بدتر است!

 بخشی از این احساس از آنجا ایجاد می شود که شخص گذشته خود را با امروز دیگران مقایسه میکند. شخصی که کارتن خواب شده وضعیت قبلی خود را که در آن دارای خانواده، شغل، و وضعیت مالی و اجتماعی مناسبی بوده با وضعیت امروز دیگران که چندان مناسب نیست مقایسه می کند و خود را برتر تشخیص می دهد. از طرفی دیوار بلند انکار به او اجازه نمی دهد تا وضعیت امروز خود را ببیند و قبول کند.

یکی از هدایای شیرین بهبودی به من نداشتن احساس تفاوت با دیگران است. امروز من عقیده دارم هر شخصی، علیرغم هر وضعیتی که داشته باشد درونش یک انسان محترم و قابل احترام است که با عشق می تواند به بالاترین جاها برسد. داشتن این احساس به من آرامش می دهد و در بهبودیم به من کمک می کند.

متاسفانه کسانی را دیده ام که به دلیل  داشتن احساس تفاوت با دیگران از اتاقهای انجمن معتادان گمنام بیرون رفته اند و عاقبت خوبی نداشته اند.