یکی از چیزهای مهمی که در کارکردن قدمها می آموزیم و تجربه می کنیم و کم کم به آن ایمان می آوریم اینست که قدرتی ماورای نیروی ما که مهربان است و ما را دوست دارد می تواند در امور زندگی و بهبودی به ما کمک کند. این کمک بدون شرط و بلاعوض است و از ما هیچ توقعی ندارد! فقط باید از او بخواهیم. این اعتقاد آرامش عجیبی به انسان می دهد که برای یک معتاد در حال بهبودی بسیار لازم است.
متاسفانه یکی از نقایصی که شخصیت من دارد فراموشکاری است. تا به حال بیش از ۱۰ بار اتفاقاتی در زندگی برایم افتاده که احتمال وقوع آنها را نزدیک به صفر می دانستم و توانایی انجام آن کارها را نداشتم اما نفهمیدم چگونه همه چیز جور شد و به خواسته ام رسیدم. یا کارهایی را که اصرار داشتم انجام دهم با مشکلاتی روبرو می شد که نمی توانستم آنها را انجام دهم و بعد از مدتها می فهمیدم که انجام ندادن آن کار چقدر به نفع من بوده است. این اتفاقات هم در امور مادی و هم در امور معنوی برایم افتاده اند ... بارها و بارها....
اما نمی دانم چطور وقتی دوباره به مشکلی بر می خورم این ذهن صلب و سخت من همه اینها را فراموش می کند و ایمانش را از دست می دهد. آرزو می کنم ایمانم و اعتمادم به نیروی برترم بیشتر شود... در همه شرایط
فراموش نکنم که مرا به راحتی از ته چاه سیاهی بیرون آورد که در لجنهای ته آن حتی قدرت حرکت هم نداشتم چه به بالا آمدن!
به قول یکی از دوستان همدرد در مجله پیام بهبودی شماره ۱۷:
هر چیز به موقع خود فرا می رسد و هر آرزویی روزی برآورده می شود. مهم اینست که خدا بخواهد نه من.
http://na-iran.org/payambehboudi.asp