اتفاقات زیبای زیادی در جلسات NA رخ می دهد اما بخاطر رعایت اصل گمنامی و رازداری بندرت اعضا آنها را در جایی نقل می کنند. (حالا من می خواهم یک کم خبرچینی کنم!)

دیروز یکی از دوستان بهبودی که سواد خواندن زیادی نداشت در جلسه شروع به خواندن یکی از برگه های خواندنی کرد. بعضی از کلمات را نمی توانست بخواند و خیلی از کلمات را هم اشتباه می خواند...

در دلم به شهامت او آفرین گفتم . راستش با خواندن او بهتر از همیشه به مطالب برگه خواندنی گوش کردم و آنرا بهتر فهمیدم.  به اطرافم که نگاه کردم دیدم همه با حوصله دارند به او گوش می دهند و آنها هم احساسی مثل من دارند. همه جدی بودند. حتی یکنفر هم نگاهی از روی تمسخر نداشت. خواندن دوست بهبودی که تمام شد همه بشدت او را تشویق کردند. شجاعت او تشویق هم داشت....

بخاطر همین تفاوتهاست که NA را دوست دارم.