ای خدا این وصل را هجران مکن
سرخوشان عشق را نالان مکن
باغ جان را تازه و سرسبز دار
قصد این مستان و این بستان مکن
چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن
خلق را مسکین و سرگردان مکن
بر درختی کآشیان مرغ توست
شاخ مشکن مرغ را پران مکن
جمع و شمع خویش را برهم مزن
دشمنان را کور کن شادان مکن
گر چه دزدان خصم روز روشنند
آنچ میخواهد دل ایشان مکن
کعبه اقبال این حلقه است و بس
کعبه اومید را ویران مکن
این طناب خیمه را برهم مزن
خیمه توست آخر ای سلطان مکن
نیست در عالم ز هجران تلختر
هرچ خواهی کن ولیکن آن مکن
مولوی
منبع: http://www.recent.ir/
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 13:10 توسط
|
نویسنده این وبلاگ با کمک انجمن معتادان گمنام ایران پاکی خود را بدست آورده است. نظراتی که در این وبلاگ آورده می شود نظر شخصی نویسنده می باشد و الزاما گویای نظر انجمن معتادان نمی باشد . سایت رسمی انجمن معتادان ایران www.nairan.org و NA جهانی www.na.org می باشند که نظرات رسمی این انجمن در آنها منعکس می شود.