شش ماه دیگر گذشت. امروز ۱۸ ماهه شدم. اوایل ورودم به برنامه  رسیدن به ۱۸ ماهگی برایم رویایی غیر قابل دسترس می نمود. اما امروز برایم کاری راحت بنظر می رسد. حتما کارهای و چیز های دیگری هم که الان برایم غیر قابل دسترس بنظر می رسند براحتی قابل رسیدن هستند.  با صبر و ایمان.  زندگی ام از هر نظر دارد روز بروز بهتر می شود. کم کم دارم  ارزش بهبودی و این برنامه را درک می کنم ... آنرا با هیچ چیز عوض نمی کنم... بخصوص با مواد مخدر. 

دو نکته این مدت خیلی در بهبودی به من کمک کرد. یکی اینکه من در طول روز بارها و بارها به خودم یاد آوری می کنم که یک معتاد هستم و جایگاه خودم را درک کنم. دیگری جمله "به تو چه؟" است که وقتی شروع به قضاوت در مورد دیگران می کنم از خودم می پرسم.