چند روزي بود حال خوبي نداشتم. داشتم به سه ماه نزديك مي‌شدم و پيش خودم فكر مي‌كردم از چند روز ديگر مي‌توانم جلسه‌هايم را كم كنم. در واقع به پيشواز آن رفته بودم و هفته‌اي يكي دو جلسه را زير سيبيلي رد مي كردم. جلساتم رو هم دير مي‌رفتم و توجه هم نداشتم.

 تا اينكه حالم خراب شد و وسوسه مواد سراغم آمد. با راهنمايم كه در ميان گذاشتم  گفت بايد از الان نود روز نود جلسه بروي! اولش سرم گيج رفت! دوباره از اول؟ اما قبول كردم. در واقع روشن بيني به من گفت او كه اين همه مدت پاك مانده چيزي مي‌داند كه تو نمي‌داني. همه همين را مي‌گويند. در برنامه هم هست كه كساني كه مرتب به جلسات مي‌آيند پاك مي‌مانند.

شروع كردم به مرتب به جلسه رفتن. خيلي آهسته حالم بهتر شد و افكارم منظم شد. در همين حين يكي از دوستان همقدمي ام كه اصلا به جلسه نمي‌رفت لغزش كرد. اميدوارم هر چه زودتر پاك شود و به جمع ما برگردد. اين تجربه‌اي براي من شد كه اصلا جلسات را شوخي نگيرم و صبر داشته باشم. این روزها مرتب در جلسات شرکت می کنم و همیشه قبل از شروع جلسه حاضر هستم.

اينكه مرتب به جلسه رفتن باعث پاك ماندن معتاد مي‌شود واقعا چيز عجيبي است و دليل آنرا نمي‌دانم اما مي‌بينم كه واقعا همين‌طور است. دليل آنرا شايد بعدا كه بيشتر در انجمن معتادان گمنام ماندم بفهمم.

فعلا عجله‌اي ندارم .