شكر گزاري

 

يكي از عادات پسنديده‌اي كه در انجمن معتادان گمنام و از دوستان بهبودي آموخته‌ام شكرگزاري است. ما معمولا خداوند را بخاطر چيز‌هايي كه داريم شكر مي‌كنيم، مثل پاكي، آرامش و خيلي چيزهاي ديگر... هم در جلسات و هم در تنهايي.

اما ديروز يكي از دوستان بهبودي نظر مرا در مورد شكرگزاري عوض كرد. او مي‌گفت شكرگزاري زباني خيلي خوب است و در واقع نشاندهنده ادب شخص نسبت به خداوند مي‌باشد اما ما بايد بطور عملي خداوند را شكر كنيم.... چگونه؟

آيا قدر نعمتهايي كه خداوند به ما داده مي‌دانيم؟ آيا از پاكي خود محافظت مي‌كنيم و از زمين و يار و توپ بازي دوري مي‌كنيم؟ در جلسات بطور منظم شركت مي‌كنيم و با راهنمايمان ارتباط مستمر داريم؟  تسليم اصول برنامه هستيم؟ اگر اين كارها را مي‌كنيم بطور عملي شكرگزار پاكي‌مان هستيم.

آيا اگر همسر، فرزند و خانواده خوبي داريم سعي مي‌كنيم به انها خدمت كنيم و به آنها خسارت نزنيم يا اگر ماشين، خانه و اموالي داريم سعي مي‌كنيم بطور خوب و مطلوبي از آنها نگهداري و استفاده كنيم.

آيا اگر رئيس  يا صاحبخانه خوبي داريم سعي مي‌كنيم از امانتي كه دستمان است خوب نگهداري كنيم و كارمان را خوب انجام دهيم؟ اگر اين كارها را نمي‌كنيم عملا شاكر اين نعمتهاي خداوند نيستيم.  

همه اينها نعمتهايي است كه خداوند به ما داده است و ما بايد هم با زبان و هم با اعمالمان شكرگزار باشيم.